سرداران دفاع مقدس
زندگینامه سرداران شهید دفاع مقدس
درباره وب
برای شادی روح شهدا و سرداران سرافراز شهید دفاع مقدس صلوات
موضوعات وب
لينک دوستان
لينک هاي مفيد
*مأنوس با مفاهيم قرآن
نكته ديگر درباره شهيد خرازى اين است كه ايشان با قرآن و مفاهيم آن مأنوس بود و قرآن را با صداى بسيار خوبى قرائت مى كرد. شايد اين الفت با قرآن از همان دوران كودكى كه با پدر به مسجد مى رفت و مكبر نماز جماعت مى شد در وى شكل گرفته است.
روزهاى عاشورا با پاى برهنه به همراه برادران رزمنده خود در لشكر امام حسين(ع) در بيابان هاى خوزستان به سينه زنى و عزادارى مى پرداخت و مقيد بود كه شخصاً در اين روز زيارت عاشورا بخواند.
شهيد خرازى يك عارف بود. هميشه با وضو بود. نمازش توأم با گريه و شور و حال بود و نماز شبش ترك نمى شد.
*داراى استعداد و روحيه نظامى
شهيد حاج حسين خرازى از همان آغاز پيروزى انقلاب اسلامى، درگير فعاليت در كميته انقلاب اسلامى، مبارزه با ضد انقلاب داخلى و جنگهاى كردستان شد. به خاطر روحيه نظامى و استعدادى كه در اين زمينه داشت، مسئوليتهايى را در اصفهان پذيرفت و با شروع فعاليت ضدانقلابيون در گنبد، مأموريتى به آن خطه داشت.
دشمن كه هر روز در فكر ايجاد توطئه اى عليه انقلاب اسلامى بود، غائله كردستان را آفريد و در اوج درگيريها حاج حسين خرازى به كردستان رفت، در آنجا بعد از رشادتهايى كه در زمينه آزاد كردن شهر سنندج (همراه با شهيد على رضاييان فرمانده قرارگاه تاكتيكى حمزه) از خود نشان داد، در سمت فرماندهى گردان ضربت كه قوى ترين گردان آن زمان محسوب مى شد، وارد عمل گرديد و در آزادسازى شهرهاى ديگر كردستان از قبيل ديواندره، سقز، بانه، مريوان و سردشت نقش مؤثرى را ايفا كرد.
*بنيانگذارى لشكر امام حسين (ع)
با شروع جنگ تحميلى به تقاضاى خودش راهى خطه جنوب شد و در نخستين خط دفاعى مقابل عراقيها در منطقه دارخوين مدت نه ماه، با تجهيزات جنگى و امكانات تداركاتى بسيار كم استقامت كرد و دلاورانى قدرتمند تربيت نمود. در سال ۱۳۶۰ پس از آزاد سازى بستان تيپ امام حسين (ع) را رسميت داد كه بعدها با درخشش او و نيروهايش در رشادتها و جانفشانى ها، به لشكر امام حسين (ع) ارتقا يافت. حسين شخصاً به شناسايى مى رفت و تدبير فرماندهى اش مبنى بر اصل غافلگيرى و محاصره بود حتى در عمليات والفجر ۳ و ۴ خود او شب تا صبح در عمليات خاكريزش شركت داشت و در تمامى عملياتها پيشقدم بود. از سال ۱۳۵۸ تا لحظه آخر حضورش در صحنه مبارزه تنها ايام مرخصى كاملش هنگام زيارت خانه خدا بود. (شهريور ماه سال ۱۳۶۵) در ساير موارد هر سال يكبار به مرخصى مى آمد و پس از ديدار با خانواده شهدا و معلولين، با ياران باوفايش در گلستان شهدا به خلوت مى نشست و در اسرع وقت به جبهه باز مى گشت. در طول مدت حضورش در جبهه ۳۰ تركش ميهمان پيكر او شد و در عمليات خيبر دست راستش را به خدا هديه كرد. اما او با آن كه يك دست نداشت براى تأمين و تداركات رزمندگان در خط مقدم تلاش فراوان مى نمود.
*به لقاء الله پيوست
حسين دو روز قبل از شهادتش گفت: «خودم را براى شهيد شدن كاملاً آماده كرده ام.» در عمليات كربلاى ۵ وقتى متوجه شد ماشين غذاى رزمندگان خط مقدم در بين راه مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته است به شدت ناراحت شد و با بيسيم از مسئولين تداركات خواست تا هر چه زودتر، ماشين ديگرى بفرستند و نتيجه را به او اطلاع دهند. پس از گذشت چند ساعتى ماشين جلوى سنگر ايستاد و حاج حسين در حالى كه دشمن منطقه را گلوله باران مى كرد براى بررسى وضعيت ماشين از سنگر خارج شد. يكى از تخريب چى ها در حال مصافحه با او مى خواست پيشانى اش را ببوسد كه ناگهان قامت چون سرو حسين بر زمين افتاد. اصلاً باورم نمى شد حتى متوجه خمپاره اى كه آنجا در كنارمان به زمين خورد، نشدم. بلافاصله سر را بلند كردم. تركشهاى مؤثر و درشتى به سر و گردن او اصابت كرده بود. هشتم اسفند سال ۱۳۶۵ بود و حاج حسين از زمين به سوى آسمان پركشيد و پيشانى او جايگاه بوسه عرشيان گشت.
*شهيد خرازى از نگاه مقام معظم رهبرى
شهادت حاج حسين خرازى ضايعه اى غمبار براى آنهايى بود كه او را از نزديك مى شناختند و با روحياتش بيشتر آشنا بودند . پس از شهادت مقامات لشگرى و كشورى پيام هايى را دادند از آن جمله پيام حضرت آيت الله خامنه اى بود كه در آن زمان رئيس جمهور بودند . متن كامل اين پيام شهيد خرازى را بيشتر مى شناساند « سردار رشيد اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت، برادر شهيد، حاج حسين خرازى به لقاء الله شتافت و به ذخيره اى از ايمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانه روزى براى خدا و نبردى بى امان با دشمنان خدا، در آسمان شهادت پرواز كرد و بر آسمان رحمت الهى فرود آمد. او كه در طول ۶ سال جنگ قله هايى از شرف و افتخار را فتح كرده بود اينك به قله رفيع شهادت دست يافته است و او كه هل من ناصر ينصرنى زمان را با همه وجود لبيك گفته بود اكنون به زيارت مولايش امام حسين (ع) نايل آمده است و او كه در جمع ياران لشگر سرافراز امام حسين (ع) عاشقانه به سوى ديار محبوب مى تاخت، پيش از ديگر ياران، به منزل رسيده و به فوز ديدار نايل آمده است. آرى، او پاداش جهاد صادقانه خود را كنون گرفته و با نوشيدن جام شهادت سبكبال، در جمع شهدا و صالحين درآمده است. زندگى و سرنوشت اين شهيد عزيز و هزاران نفس طيبه اى كه در اين وادى قدم زده اند، صفحه درخشنده اى ازتاريخ اين ملت است. ملتى كه در راه اجراى احكام خدا و حاكميت دين خدا و دفاع از مستضعفين و نبرد با مستكبرين، عزيزترين سرمايه خود را نثار مى كند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگى هاى مادى زده پاى در ميدان فداكارى نهاده و با همه توان مبارزه مى كنند و جان بر سر اين كار مى گذارند. چنين ملتى بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد. ما پس از هشت سال دفاع مقدس همه جانبه و ۶ سال تحمل جنگ تحميلى، نشانه هاى اين فرجام مبارك را مشاهده مى كنيم و يقيناً نصرت الهى در انتظار اين ملت مؤمن در مبارزه ايثارگر است.»
*شهادت هنر مردان خداست
حجت الاسلام والمسلمين محمدى عراقى درباره شهيد خرازى اظهار مى دارد:
درود بر او كه صادقانه در ميدان خونبار جهاد فى سبيل الله قدم نهاد و سرافراز و پرافتخار در خيل اولياى خاص الهى راه كمال پيمود و با عزت و افتخار به سوى ملكوت اعلى و سراپرده قرب الى الله عروج نمود. «طوبى لَهُم و حُسنُ مَآب.»
آرى، شهيد خرازى قبل از شهادت نيز شهيد زنده بود. او با چهره محجوبش و سيماى نورانيش حكايت از جهشى جديد و تقربى نوين برفراز قلل بلند عزت و كرامت به مقام عندالرب شتافت.
مهندس ميرحسين موسوى نيز در اين رابطه گفته است:
«خرازى ها رفتند تا هنر راست قامت بودن و فن نمايش زيستن و درس زيبا مردن را به ما بياموزند. »
هنر خرازى ها فتح خرمشهر و بستان نيست؛ شهادت، هنر مردان خداست؛ مرگى هنرمندانه و حياتى جاودانه.
پدر شهيد خرازى نيز خاطره اى به ياد ماندنى از وى نقل كرده است: « در مدت جنگ من و پسرم ۲ همرزم بوديم. حسين فرمانده لشگر بود و من اغلب به امور تداركاتى و امدادگرى مى پرداختم. اول اسفند سال ۱۳۶۵ به بيمارستان شهيد بقايى اهواز آمد و در حالى كه با همان يك دست رانندگى مى كرد در حين گشت داخل شهر، شروع به صحبت كرد: «بابا من از شما خيلى ممنونم چون همه از شما راضى هستند بخصوص رئيس بيمارستان، مرحبا بابا، سرافرازم كردى.» من كه سربازى در خدمت اسلام بودم گفتم: «هر چه انجام داده ام وظيفه اى در راه نظام مقدس جمهورى اسلامى بوده، كار من در مقابل اين خدمت و فداكارى كه تو انجام مى دهى، هيچ است و اصلاً قابل مقايسه نيست.» اين آخرين ديدار ما بود و سالهاست كه مشام جان من از عطر خوش صحبتهاى حسين در آن روز معطر است.»
موضوعات مرتبط: سردار شهید خرازی
تاريخ : سه شنبه هفتم اسفند ۱۳۸۶ | 1:4 | نویسنده : ذاکر |
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب