اخلاق نيکو ، شجاعت و مديريت او خيلي زود در جبهههاي مختلف خود را نشان داد و از او چهرهاي ساخت که نمايانگر سيماي حقيقي يک رزمنده اسلام است . يوسف شريف در عمليات والفجر 8 با گلولهاي که پر از آتش کينه دشمن براين سينه الهي بود بر خاک سجده کرد تا به آسمان برسد.
لازم نبود که فرياد بزند: بچهها،نماز به جماعت بخوانيد يا در نماز اخلاص داشته باشيد. وقتي نيروها ميديدند اين بزرگوار با آن اخلاص غيرقابل توصيف سر به سجده مي گذارد و در رکوع مي گويد « انا لله و انا اليه راجعون » با شوق و رغبت عجيبي براي مخلص شدن تلاش ميکردند چون ميدانستند کلام بندهاي را ميشنوند که ذرهاي به دنيا وابسته نيست.
ميگفت: بسيجي بودن و بسيجي شهيد شدن، انسان را به هدف نهايي نزديک ميکند . اگرچه ما همگي لباس تکليف به تن داريم. اما وقتي من متعهد بشوم که نظامي باشم ، احساس مي کنم نمي توانم به شکلي که دلم مي خواهد فعاليت کنم ، بسيجي آزاد است ... و هر وقت بخواهد ، مي تواند باشد يا نباشد ... و همه بسيجي هاي ما خواستند که باشند .
بعد از ديپلم در دانشگاه پذيرفته شد اما به علاقهاش پشت پا زد و تکليف را پرسيد. دلش ميخواست به دانشگاه برود و تحصيل کند اما مي گفت « الآن صلاح نيست که اين جذابيتها را درذهنم پرورش بدهم » از همه اين ها دور شد تا به خدا نزديک شود.

